قد راست کرده بودی و یکبند فریاد می زدی
من دوست دارم من دوست دارم من دوست دارم
بعدش نشسته بودی و حرفی نمیزدی
تنها از آن حواشی شاد از نگاه بادامت
خورشید میدمید
شب های شعرخوانی من...
ما را در سایت شب های شعرخوانی من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 353