شب های شعرخوانی من

متن مرتبط با «شب است و» در سایت شب های شعرخوانی من نوشته شده است

دلم می سوزد از باغی که می سوزد

  • نیلوبلاگ

    تمام عمر بستیم و شکستیمxa0به جز بار پشیمانی نبستیمxa0جوانی را سفر کردیم تا مرگxa0نفهمیدیم به دنبال چه هستیمxa0عجب آشفته بازاریست دنیاxa0عجب بیهوده تکراریست دنیاxa0میان آنچه باید باشد و نیستxa0عجب فرسوده دیواریست دنیاxa0چه رنجی از محبت ها کشیدیمxa0برهنه پا به تیغستان دویدیمxa0نگاهی آشنا در این همه چشمxa0ندیدیم و ندیدیم و ندیدیمxa0سبک باران ساحل ها ندیدندxa0به دوش خستگان باریست دنیاxa0مرا درموج حسرت ها رها کردxa0 +xa0نوشته شده در xa0شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ساعتxa011:5&nbsp توسطxa0مه نا...

    ادامه مطلب
  • خوب باشیم

  • نیلوبلاگ

    بگذار برایت چای بریزم امروز به شکل غریبی خوبی صدایت نقشی زیباست بر جامهای مغربی و گلوبندت چون کودکی بازی میکند زیر آیینهها… و جرعهای آب از لب گلدان مینوشد بگذار برایت چای بیاورم، راستی گفتم که دوستت دارم؟ گفتم که از آمدنت چقدر خوشحالم؟ حضورت شادیبخش است مثل حضور شعر و حضور قایقها و خاطرات دور... برچسبها: نزار اقبالی +xa0نوشته شده در xa0جمعه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۵ساعتxa013:4&nbsp توسطxa0مه نازxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • دلم می سوزد از باغی که می سوزد

  • نیلوبلاگ

    تمام عمر بستیم و شکستیمxa0به جز بار پشیمانی نبستیمxa0جوانی را سفر کردیم تا مرگxa0نفهمیدیم به دنبال چه هستیمxa0عجب آشفته بازاریست دنیاxa0عجب بیهوده تکراریست دنیاxa0میان آنچه باید باشد و نیستxa0عجب فرسوده دیواریست دنیاxa0چه رنجی از محبت ها کشیدیمxa0برهنه پا به تیغستان دویدیمxa0نگاهی آشنا در این همه چشمxa0ندیدیم و ندیدیم و ندیدیمxa0سبک باران ساحل ها ندیدندxa0به دوش خستگان باریست دنیاxa0مرا درموج حسرت ها رها کردxa0...

    ادامه مطلب
  • شب است

  • نیلوبلاگ

    شب است، در همه دنیا شب است، در من شب مرا بگیر چنان جفت خویش لب بــر لب! xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • و من، خداخدا که دنیا پایان نیابد

  • نیلوبلاگ

    دیروز من چقدر عاشق بودمفزرند چشمهای شاد تو بودموقتی که توxa0 قد راست کرده بودی و یکبند فریاد می زدی من دوست دارم من دوست دارم من دوست دارم بعدش نشسته بودی و حرفی نمیزدی تنها از آن حواشی شاد از نگاه بادامت خورشید میدمید xa0...

    ادامه مطلب
  • کز لب گشودنت به من آزار مي رسد

  • نیلوبلاگ

    شبهاي هجر را گذرانديم و زنده ايم ما را به سخت جاني خود اين گمان نبود...

    ادامه مطلب
  • دوستی تو با من...

  • نیلوبلاگ

    دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه ایست.هول هولکی و دم دستی.برای رفع تکلیف .اما خستگیات را رفع نمیکنند.دل آدم را باز نمیکند. خاطره نمیشود.دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.پر از رنگ و بو.این دوستیها جان می دهند برای خاطرههای دمِ دستی..این چای خارجی را میریزی در فنجان،مینشینی با شکلات فندقی میخوری و فکر میکنی خوشحالترین آدم روی زمینی.فقط نمیدانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت میشود رنگ قیر... سیاه ...دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است.باید نرم د...

    ادامه مطلب
  • خوب باشیم

  • نیلوبلاگ

    بگذار برایت چای بریزم امروز به شکل غریبی خوبی صدایت نقشی زیباست بر جامهای مغربی و گلوبندت چون کودکی بازی میکند زیر آیینهها… و جرعهای آب از لب گلدان مینوشد بگذار برایت چای بیاورم، راستی گفتم که دوستت دارم؟ گفتم که از آمدنت چقدر خوشحالم؟ حضورت شادیبخش است مثل حضور شعر و حضور قایقها و خاطرات دور... xa0...

    ادامه مطلب